کد خبر : 468
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۷ - ۲۱:۳۲
-

در سینمای ایران چه می گذرد؟!از آرمانهای انقلابی تا انفجار کمدی جنسی

در سینمای ایران چه می گذرد؟!از آرمانهای انقلابی تا انفجار کمدی جنسی

به گزارش بوشهرنیوز؛ پیش از هرچیز باید به عرض خوانندگان محترم برسانم که موضوع نوشتار نگارنده، در عین ظاهر تکراری و آشنایش، از باطنی مغفول مانده و مظلوم و غریب، برخوردار و بلکه بدان مبتلاست که با گذشت چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی شکوهمند ملت ایران به رهبری امام عظیم الشأن، هنوز پاسخی درخور

به گزارش بوشهرنیوز؛ پیش از هرچیز باید به عرض خوانندگان محترم برسانم که موضوع نوشتار نگارنده، در عین ظاهر تکراری و آشنایش، از باطنی مغفول مانده و مظلوم و غریب، برخوردار و بلکه بدان مبتلاست که با گذشت چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی شکوهمند ملت ایران به رهبری امام عظیم الشأن، هنوز پاسخی درخور و جوابی روشن و مبین وضعیت، آنطور که باید و شاید دریافت نکرده است. اینکه چرا؟ شاید به هزار و یک دلیل؛

از بی کفایتی مدیریتی و ضعف در تدبیر امور فرهنگی و هنری خاصه در عرصه سینما گرفته تا ناقص و بی محل بودن قوانین و بی ربط بودنشان با مقوله ای همچون هنر و نیز ضعف بینش و عدم سواد لازم و البته «دغدغه» مورد نیاز در هنرمندان و … و چیزهای دیگری از این دست.

اما موضوع این نوشتار این سوال جدی و تأمل برانگیز است که شاید تا به­ حال بارها و بارها تکرار شده باشد:

آرمانها و منویات امام راحل در سینمای ایران طی سی سال گذشته چه جایگاه و پایگاهی داشته است؟ و چه ظهور و بروزی؟

البته که سوال مهمی است و پاسخ به آن تا حدودی سخت و دردآلود.

سخت بدان دلیل که اصل سینما به لحاظ ذات و ماهیت، پیچیده و مبهم و پر از تردید و تردد است و دردآلود به آن خاطر که کارنامه سینمای ایران – به هر دلیل- در عرصه به ظهور و بروز رساندن اندیشه ها و آرمانهای امام راحل، کارنامه قابل دفاع و آبرومندی نیست.

و این همه در حالی اتفاق می افتد که حضرت امام از همان اولین سخنرانی شان پس از ورود به کشور، به سینما، رسمیتی انقلابی و اصلاحگرانه و مفید فایده بخشیدند و با آن عبارت معروفشان در سخنرانی بهشت زهرا(س)، حساب سینما را از فساد و فحشا جدا کردند و بر اهل نظر و خبر پوشیده نیست که این موضع گیری حضرت امام تا چه حد مهم و تأثیرگزار و برای سینما فایده مند بود.

خاصه آنکه در نظر بگیریم این نکته را که سینما برای امام و در اندیشه ایشان تا چه حد مهم و قابل توجه و اهتمام بوده است که در اولین اعلام موضع رسمی و تاریخی شان پس از سالها دوری و هجرت از کشور، به آن اشاره ای جدی و کارساز داشتند.

در واقع می توان گفت امام با آن خطاب معروف و جمله مشهورشان- ما با سینما مخالف نیستیم ما با فحشا مخالفیم- چند اتفاق مهم را موجب شدند که اصلی ترین و قابل توجه ترینش رسمیت بخشیدن به اصل سینما و منزه دانستن ذات این هنر مدرن و فراگیر و گفتمان مسلط روزگار کنونی بود.

و این در حالی بود که در میان خیل عظیمی از قشر مذهبی و متدینین جامعه در آن سالها، اصل و اساس سینما غیر قابل قبول و دارای حرمت و مفسده شناخته می شد- که حتی بقایای این اندیشه، تا این زمان و زمانه نیز ادامه یافته و حضوری هرچند کمرنگ دارد.

با این حال باید گفت جمله امام در آن روز، اتفاق مهم و موثری بود برای سینمای ایران.

جمله ای که توانست پشتوانه خوبی باشد برای اهالی این سینما تا در جامعه انقلابی آن روز با تمام ویژگی ها و مختصات خاص آن دورانش، بتوانند حضوری قابل اعتنایی داشته و ادامه ای بر تاریخ سینمای ایران در روزگار پس از انقلاب باشند.

امام البته از فیلم «گاو» ساخته داریوش مهرجویی هم تمجید کرده و گفته بودند که غالبا فیلمهای ایرانی از نمونه های خارجی بهتر و دیدنی تر هستند.

توجه امام در عرصه هنر البته صرفا معطوف به سینما نمی شد و ایشان در عرصه ها و قالبهای دیگر هنری هم به ترغیب و تشویق هنرمندان و اهالی ذوق و اندیشه می پرداختند که نمونه هایش چه در بیانات ایشان و چه در سیره شان منتشر و مستتر است.

اما سوال اینجاست که در برابر این رویکرد مثبت و هنرورزانه و البته دینمدارانه و انقلابی که حضرت امام در قبال هنر سینما داشتند و حمایتها و هدایتهایی که نسبت به هنر و هنرمند ایرانی مبذول داشتند، جامعه سینمایی ایران و اهالی این هنر مدرن و مسلط قرن، در برابر امام و اندیشه هایش چه کارکرد و ارمغان و دستاوردی در طی این سالها به بار نشاندند و کارنامه سینمای ایران طی این سه دهه در این حوزه مهم و اساسی چیست و چگونه؟

آیا ما با یک کارنامه قابل دفاع و آبرومند روبروییم یا…!

برای پاسخ به این سوال باید دید آرمانها و منویات اصیل و اصلی امام در آثار تولیدی سینمای ایران چه ظهور و بروزی داشته است.

این آرمانها کدامند؟

عدالت، استکبار ستیزی، ضدیت با خوی سرمایه داری، توجه به پابرهنه ها به عنوان ولی نعمتان و صاحبان اصلی این انقلاب، مقابله با اشرافیت و…و البته تصویر کردن جنگ فقر و غنا و جنگ پابرهنگان و مرفهان بی درد.

اینها همه عبارتهای امام است که در فرازهای مشعشمع و درخشان و تکان دهنده ای از ایشان در طول سالهای حیات طیبه شان بر زبان جاری کرده اند و از هنرمندان نیز خواسته اند که تصویرگر این مفاهیم و معارف اصیل و بلند اسلامی و انسانی باشند.

بی تعارف و بدون اغراق باید گفت سینمای ایران طی سالهای گذشته و البته طی دو دهه اخیر با این فرامین و منویات بلند و ارزشی و انسان ساز، فاصله فاحشی گرفته است و با تأسف باید گفت حتی در بسیاری از مواقع و موقعیتها، برخلاف این معارف عمل کرده و به خنثی سازی و البته ضدیت با آنها مشغول بوده است.

بسیاری از فیلمهای تولیدی این سالها نه تنها در دامنه و راستای آن چه امام می اندیشید و می طلبید نبوده و نیست بلکه در ضدیت و هدم و وهن به این افکار متعالی و انسان ساز ساخته و پرداخته شده است.

فیلمهایی که مبلغ و مروج تجمل گرایی افراطی و زیر سوال بردن اندیشه و رفتار انقلابی و منش متین و متدین ناشی از آن بوده و به انعکاس و تهیییج جنسی و غلبه موضوع خیانت در زندگی جامعه ایرانی در فضایی ملهم از سبک زندگی غربی پرداخته اند.

همین جشنواره فیلم فجری که گذشت با غلبه فیلمهایی روبرو بود که به موضوع  «خیانت» در زندگی آدمهای جامعه امروز ایرانی می پرداخت آنهم با میزانسنی که ظاهرا گویا و جویای خوی مسالمت جویانه فیلمساز با این وضعیت بود! و بجایش به تقبیح و محاکمه عنصری همچون «غیرت» و حمیت دینی صحه می گذاشت!!

این را باید اضافه کرد به انبوه آثار دیگری که با ابتذال و حتی استهجانی مهوع، به بازتولید نسل جدیدی از فیلمفارسی های رژیم گذشته می پردازند و در نابودی سطح سلیقه مخاطب و تربیت غلط و غیراصولی ذهن او تلاشی موفقیت امیز را به انجام رسانده و می رسانند!

فیلمهایی که امام و رهبری و انقلاب در آنها در حد عکس این بزرگواران در اداره یا کلانتری محلی است که بازیگرانش بر حسب اتفاق پا به آنجا می گذارند!

وضعیت اسفناکی است! نه؟

آن وقت جناب مجری صاحب نظر در تنها برنامه سینمایی فراگیرترین رسانه کشور به نقد و یقه گیری با «آرمانهای انقلابی و دینی» و زیر سوال بردن آدمهای انقلابی و آرمانگرا می پردازد و با لحنی انکاری- استفهامی می پرسد: «این دینداران و متدینین که می گویند، چه کسانی هستند؟!»

آن هم در حالیکه از طیف نخبه و اهل اندیشه در این حوزه- و نه البته معرکه گیران رمالی که مزوران و مزدوران حزب باد هستند- کسی در برنامه نیست تا جوابی درخور دهد و حداقل در این اوضاع عوامفریبانه، تنقیح مناط کند و روشن سازد که مجری محترم دارد آدرس غلط می دهد و این سوال از اساس غلط است و سفسطه ای بیش نیست!

آخر الامر هم مدیران مدبر و مبتکر و حرفه ای شده تلویزیون طبق معمول، چاره را در پاک کردن صورت مسئله، به بدترین و پرهزینه ترین شکل ممکن می بینند و گمان می فرمایند با عوض کردن دکور برنامه، همه چیز ختم به خیر می شود- و فراموش نکنیم که گاهی آدمها هم در حد همان دکورها کارایی دارند و ندارند!- و چه اوضاع ترحم انگیز و رقت باری است وقتی تصور مدیران تلویزیون و برنامه سازان آن، از مخاطب چیزی در همین حد باشد که به عنوان نمونه و مشتی از خروار برشمردیم!

بله؛ تنها نمونه ای کوچک از اتفاقی متأخر که در قالبها و مثالهای متعدد و متنوعی در طی این بیش از سه دهه گذشته، بارها رخ داده است.

از فیلمهای سفارشی باسمه ای و بی هویت و مخاطب گریز گرفته با آن شعارهای گل درشت عاری از هر جذابیت و بداعتی که صرفا به پر کردن جیب شبه هنرمندهای فرصت طلب و بالا بردن بیلان کاری نهادهای موازی شبه هنری انجامیده تا مدل های نئو ضدانقلابی جشنواره ای که هم از آخور جشنواره های فرنگی می خورند و هم از توبره مدیران و مسوولان بی سواد و نابلدی که فقط بلندند کلاههای گشاد تا سر زانو برای خود و نهاد متبوعشان جفت و جور کنند!

نمونه ها و مثالها آنقدر بیشمارند که در این مجال و مقال اندک نمی گنجند و برای مزید آشنایی خواننده ناآشنا – که بعید است در ایران پیدا شود- ارجاع می دهیم به تاریخ سینمای پس از انقلاب در دوره ها و مدیریتها و دولتهای مختلف!

ناگفته پیداست که سینمای ایران در طول این سالها نقاط روشن و دل انگیز و امیدبخشی هم در راستای معارف انقلاب و آرمانهای والای امام عظیم الشأنش داشته اما کیست که نداند پیدایش چنین لحظات و لمحاتی، نه نتیجه مدیریت فرهنگی و محصول یک جریان فرهنگی، بلکه ناشی از مجاهدت های شخصی و تلاشهای فردی علاقمندان و دلباختگان این انقلاب و امام بوده و این هم جای خوشحالی دارد و هم تأسف و تأثر!

خیلی سخت است! خیلی سخت؛ که نه در این نوشتار و در این عرصه عمومی و این رسانه تأثیرگزار، بلکه حتی در دل و خلوت خودم، به خویشتن یادآور شوم که وقتی در این سالها به سر در سینماهای کشور نگاه می کنم به جای آنکه به سمت اندیشه های تابناک امام و معارف اصیل انقلاب اسلامی که هم دینی بود و هم مردمی، رهنمون شوم، از سر خجالت و شرم، سرم را پایین می اندازم.

شاید اگر سینما را به درستی و بر اساس ذات و ماهیتش شناخته و به کار بسته بودیم، اگر به جای دنباله روی از مفهوم گنگ و سفسطه آمیزی همچون نیاز صرف مخاطب، برایش ذائقه سازی کرده بودیم و به نقش «هدایت»ی مان هم به اندازه سایر نقش ها، دلبسته و مومن بودیم، اگر به جای ادا و اطوارهای متنوع و ملون و رنگ به رنگ، از روی اعتقاد درست و راسخ، دست به کار می شدیم، اگر به روزمره گی دچار و مبتلا نمی گشتیم و اگر در برابر غرب و سینمایش، مرعوب و منفعل، به مواجهه نمی پرداختیم و البته اگر هر کسی سرجای خودش بود و کارهای بزرگ به آدمهای کوچک و امور بی ربط به کسانی که کاربلد آن امر نیستند سپرده نمی شد و نهایتا اینکه اگر همه مان به «حرف»هایی که می زدیم ایمان و اعتقاد داشتیم شاید اوضاع اکنونمان در سینمای ایران بهتر از این می بود که هست.

اما چاره چیست؟ سوال مهمی است. مهم و بجا!

چاره هرچه که باشد قطعا نه پاک کردن صورت مسئله است و نه مرعوبیت و انفعال.

چاره تنها و تنها بازگشت به معارف اصیل و اصلی انقلاب و آرمانها و اندیشه ها و منویات امام راحل است.

اهالی محترم سینما! ما که همه راهها را پیمودیم و در هر خانه ای رفتیم و جوابی نگرفتیم! بیایید حداقل برای یک دهه هم که شده به آرمانهای امام اعتماد کنیم و منویات نورانی ایشان را در سینمایمان پیاده سازیم.

باور کنیم که پیمودن این راه هم برای دنیایمان خوب است و خیر و هم برای آخرتمان!

باور کنیم!

 

 

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین اخبار

جهان و ایران