شنبه ۰۳ تير ۱۳۹۶ - 2017 June 24
نظرسنجی
آیا با ترکیب-جمنا-استان بوشهر موافقید
بله
خیر
کد خبر: ۱۳۲۶۱۷
تاریخ انتشار: ۰۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۰۳:۵۶
درنگی در موضوع کنسرت موسیقی+گزارش اختصاصی خبرنگار اعزامی بوشهرنیوز به کنسرت ارکستر ملی ایران/ بخش اول
بوشهر نیوز : آیا منطقی است که به خاطر یک بی نماز مسجد را تعطیل کنیم؟ آیا رواست که به خاطر عدم رعایت شوونات در برخی از این محافل، خط بطلان بر کلیت این موضوع و همه کسانی که در این حوزه فعالیت می کنند بکشیم؟
به گزارش بوشهر نیوز : این سالها بحث موسیقی به خصوص در حوزه برگزاری کنسرتهای زنده به یکی از بحث های داغ و جنجالی رسانه ها تبدیل شده است. بحثی که البته با موضع گیری تعدادی از علما و ائمه محترم جمعه و جماعات در مخالفت با برگزاری کنسرتها آنهم به صورت مطلق، هم موضوع را برای متدینین مشتبه نموده و هم راه را برای عموم مردم و بخصوص جوانان در استفاده از هنر موسیقی مسدود کرده و هم امر کنسرت موسیقی را به جهت قانونی و شرعی و عرفی در هاله ای از ابهام و تردید قرار داده است. به خصوص زمانی که کنسرتها با دریافت مجوز قانونی، با برخوردهای خشن روبرو می شوند، تعطیل می گردند و مردمی که بلیط تهیه کرده بودند، معطل و سرگردان، دلخور و گله مند از این نوع رفتارها، ذهنیت چندان خوشایندی از این روند نمی یابند.

شکی نیست که این وضعیت می تواند میراث و بازتاب و عکس العمل متدینین به نوعی از موسیقی و کنسرتهای مبتذلی باشد که از گذشته های دور تا همین امروز هم در کشور ما برقرار است. و نه فقط در کنسرتها که در آلبوم ها و نه فقط در آلبوم ها که در رسانه ملی صدا و سیما!
اما آیا منطقی است که به خاطر یک بی نماز مسجد را تعطیل کنیم؟ آیا رواست که به خاطر عدم رعایت شوونات در برخی از این محافل، خط بطلان بر کلیت این موضوع و همه کسانی که در این حوزه فعالیت می کنند بکشیم؟

براستی برخورد منطقی و قانونی و شرعی که هم عرف بپسندد و هم شوونات اخلاقی و دینی در آن رعایت شود و هم خدا و خلق خدا را خوش بیاید چیست؟
حذف مطلق؟ رواداری مطلق؟ بی قید و بندی؟ جنجال و شعار و بیانیه و بخشنامه؟ یا... .

اگر به تاریخ برگردیم فتوای تاریخی حضرت امام را درباره موسیقی مشاهده می کنیم که چگونه در ان مقطع خاص تاریخی گره گشایی کرد و اگر به بیانات و منویات رهبری انقلاب مراجعه کنیم نشانه های روشنی از توجهات و عنایات ایشان به مقوله موسیقی قابل ردیابی است.
گذشته از این، ما در حوزه موسیقی صرفا شاهد کارهای سلبی هستیم تا ایجابی. به عبارت دیگر همه جا سخن از مضرات و بدی های کنسرتها و آهنگها و خواننده های مبتذل هستغ ولی آیا هیچکدام از ما در آرشیو خاطرات ذهنی اش حتی یک نمونه سراغ دارد که در یک محفل دینی مثل نماز جمعه و جماعات یا بیانات علما و بزرگان عزیز، یک موسیقی خوب، یک خواننده متدین و متین و یا یک اجرای خوب و مفید، تبلیغ و مورد تأیید قرار گرفته باشد؟! خیر!

این در حالی است که در بیانات رهبر معظم انقلاب طی سالهای متمادی می توان نمونه های متنوعی از این رویکرد ارزشمند ایجابی را مشاهده نمود. ایشان در بیانی می فرمایند: « هنر موسيقي، تلفيقي از دانش، انديشه و فطرت خداداد است.»

و آنگاه در توضیحی جذاب وخواندنی اضافه می کنند: هفت دستگاه اصيل موسيقي و دستگاه هاي فرعي آن، که تنها مربوط به موسيقي ايراني نيست، بلکه در همه آهنگ هاي جهان وجود دارد، به گونه اي تکوين يافته، که هر صدايي شما در بياوريد، در يکي از آن دستگاه هاست. و در واقع همه آهنگ هاي غربي و شرقي در مجموعه اين دستگاه ها مي گنجد اگر توجه داشته باشيد، مقام ها و گوشه هاي مختلف هر دستگاه از بدو شروع تا نقطه پايان، روند منظمي را طي مي کنند؛ يعني از جايي آغاز مي شوند؛ فرود مي آيند، فراز دارند تا جايي که تمام مي شوند.

همه اين ها مبين حکمفرما بودن نظم در اين هنر است. بدين ترتيب مي توان نتيجه گرفت: هنر موسيقي، تلفيقي از دانش، انديشه و فطرت خداداد است؛ که مظهر فطرت خدادادي در درجه اول، حنجره انسان ها و در درجه دوم ساز ها است که به دست انسان ها ساخته شده است.
رهبر انقلاب با تأکید بر اینکه «پس مي بينيد که پايه، پايه ي الهي است» بر این نکته تأکید می نمایند که «در عالم واقع، صدايي که از حنجره خواننده صادر مي شود، با يک پايه الهي و خلقي که مربوط به خداي متعال است، مانند بنا مستحکم و وسيع، پر جاذبه و رنگين شکل مي گيرد. اولين نتيجه اي که اين بيان دارد، آن است که ما اين هنر را در راه خدا مصرف کنيم.»

تعبیر دیگر ایشان درباره موسیقی این است که « موسيقي جان دادن به بي جان هاست» و در بیانی ماندگار و اموزنده یادآور می شوند که: «من اين نکته را مي خواهم به شما آقايان - اعم از خواننده، نوازنده، آهنگساز و موسيقي دان - عرض کنم که، اين هنر ساخته و پرداخته نعمت هاي الهي را، که بر اساس يک ذوق و قريحه ذاتي و يک نظم و انتظام خردمندانه شکل مي گيرد و در واقع جان دادن به بي جان هاست، در راه خدا و رضاي او مصرف کنيد. البته ما از دوران جواني خودمان حرف هاي برخي از اهالي هنر را مي شنيديم، که روشنفکر مآبانه و واقعاً بي پايه واساس، مبتني به اين نکته بود که ما هنر را در راه فکر و پيش بيني و سياست، به کار نمي بنديم. آنها که ادعاي چنين داشتند، هنرشان - اعم از شعر و ديگر فنون - بيش از سايرين در خدمت سياست ها قرار مي گرفت. قصد ورود به چنين بحث ها را ندارم، اما مي خواهم بگويم: هر کار که متکي به اراده انسان است، بايد براي هدفي انجام گيرد. هر چه هدف متعالي تر باشد، آن کار يا هنر ارزشمند تر مي شود.»

ولی امر مسلمین جهان حتی با نقبی به موسیقی غربی به ذکر محاسن و ارزشهای این موسیقی می پردازند: «موسيقي غربي در مسير بهتري از موسيقي شرقي حرکت کرده است. متأسفانه هدف موسيقي در شرق، منظورم ايران و کشورهاي عربي است. و گر نه از وضعيت موسيقي در هند و چين و ساير ممالک خاور دور، خبر ندارم. به هر حال، تاريخ موسيقي ايران در طول قرون ممتد - چه قبل و چه بعد از اسلام - را خوانده ام و از سير و سر نوشت موسيقي عرب - به خصوص بعد از اسلام - مطلعم. آنچه بر اساس مطالعات خودم مي توانم بگويم، اين است که موسيقي در منطقه ما، براي هدف هاي متعالي به کار نرفته است و اين به خلاف سير موسيقي در اروپاست.

مي دانيد که من به طور طبيعي از جمله آدم هاي غرب ستيزم. چنانکه هيچ ويژگي غرب، مرا مبهوت و مجذوب نمي کند. در عين حال، ويژگي هاي مثبت غرب را از روي محاسبه، تأييد مي کنم. يکي از آن ويژگي ها، مقوله موسيقي است.

درست است که در غرب، موسيقي هاي منحط وجود دارد. اما در همان نقطه از جهان، از دير باز موسيقي هاي آموزنده و معنا دار هم بوده است.»
و بالاخره این جمله درخشان و زیبای و معنادار ایشان که می فرمایند: «موسيقي اي که براي گوش سپردن به آن، انسان عارف واقف خردمند، مي تواند بليت تهيه کند، در سالن اجراي کنسرت بنشيند و ساعتي، از آن لذت ببرد. در غرب موسيقي هايي که گاهي يک ملت را نجات داده و گاهي يک مجموعه فکري را به سمت صحيح هدايت کرده، کم نبوده است.»

رهبر فرزانه انقلاب در بیان دیگری حرف دل اهالی موسیقی و علاقمندان به این هنر اصیل را بیان می کنند و می فرمایند: «محفل خوانندگي و حضور متدينين براي شنيدن موسيقي پاک لازم است. در منطقه اي که تاريخ موسيقي ما در آن شکل گرفته است، موسيقي معناي صحيح ندارد. شما بايد به آن معنا و مفهوم صحيح بدهيد؛ و در واقع باعث نجات آن شويد. حرف من با موسيقي دان ها اين است که موسيقي را به سمت معنا و هدف هاي متعالي ببريد؛ هدف ها فراتر از هدف عياشي فلان عاشق کذايي که بهمان معشوقه کذايي تر را دوست مي داشته و چون مورد بي اعتنايي وي قرار گرفته و دلش شکسته است، مي خواهد پاي فلان ساز بنشيند و در اثر آهنگ و ترانه سوزناک، اشک از فراق بريزد! چنين هدفي در استعمال موسيقي ارزشمند نيست.

چه ارزشي دارد که به خواهش دل يک نفر بسازند و بخوانند و بنوازند و آن انديشه رياضي و محاسبه علمي و منطقي را - که اعتبار موسيقي است - چنين خوار و ذليل کنند؟! که براي هدف متعالي باشد. اگر چنين باشد، آن وقت مي شود موسيقي را پاک و مقدس ناميد. آن وقت مي شود ما هم مثل غربي ها کنسرت داشته باشيم (عنوانش را مثلاً محفل خوانندگي بگذاريم، تا اصطلاح غربي به کار نبرده باشيم ) که مردم - اعم از معمولي و متدين - بليت تهيه کنند و براي شنيدن ساز و آواز شما، به کنسرت بیایند.
در زمينه موسيقي، بايد آثاري پديد آورد که براي ملت ها و انسان هاي صاحب انديشه و خردمند، راه گشا باشد. والا اينکه هر آدم بي سر و پا و هر لات عرق خور از موسيقي التذاذي ببرد و خيال کند ويژه او ساخته شده است، ارزش و اهميت ندارد. موسيقي اي ارزشمند است که انسان هاي خردمند و صاحب انديشه و افرادي که يک حرکت و تشخيص شان گاهي دنيايي را تکان مي دهد، از آن بهره ببرند و استفاده کنند.»

(ادامه دارد...)
Bookmark and Share
نام:
ایمیل:
* نظر:
هرگونه نسخه برداري از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع مي باشد.
طراحی و تولید: "ایران سامانه"