چند روایت از زندگی یک مسؤول تراز

به گزارش بوشهرنیوز- مسؤولان نماد یک کشور و جامعه هستند. جامعهای میتواند شکوفا باشد و به آرمانهای خود برسد که مسوول و مدیر آن تراز باشد، این مساله بالعکس نیز است.
اگر مدیر و مسؤول و کارگزاری ناکارآمد و از خصلتهای منفی برخوردار باشد آن جامعه رو به افول خواهد رفت.
شهید آیت الله سید محمد بهشتی از مسوولان تراز کشور بود که دشمن اثرگذاری این چهره شاخص را برنتابید و او را به همراه ۷۲ تن از یارانش به شهادت رساند.
در این نوشته به چند روایت از زندگی شخص این مسوول تراز اشاره میکنیم.
گفتم آقا از فروشگاه دادگستری یک لامپ بیاورید، همان جا گفتند نه هرگز! خدا نکند من چنین کاری بکنم. شما شمع روشن کنید بنشینید، بهتر از آن است که من مال دادگستری را بیاورم.(همسر شهید)
وقتی رانندگی میکرد هوای موتور و دوچرخهسوارها را داشت. میگفت در اسلام سواره به پیاده سلام کند، سلام یعنی تواضع.(راوی حسین رثایی)
درسآموخته مکتب قرآن بود. اگر با کسی مخالف بود، توهین نمیکرد. میگفت: اگر ما با فکر مارکس مخالف هستیم نباید به او توهین کنیم. ادب در کلام لازم است چه فرد کافر باشد چه مسلمان(راوی محسن قرائتی)
آدمها را سیاه و سفید مطلق نمیدید. میگفت اگر کسی را دیدید، که مثلا از ۱۰۰، ۵۰+۱ امتیاز مثبت داشت، حکم به خوبی او کنید و لو ۴۹ امتیاز منفی هم داشته باشد(روای حسن نطری یکتا)
حاج آقا دوستی داشتند که دخترشان کاملا بی حجاب بود. ولی خودشان عاشق شهید بهشتی بودند و ما با هم رفت و آمد داشتیم و همین رفتار شهید، منجر به محجبه شدن دختر ایشان شد.
به قاضی دادگاه نامه زد که شنیدم وقتی که به ماموریت میروی ساک خود را به همراهت میدهی، این نشانه تکبر است که حاصری دیگران را خفیف کنی. قاصی را توبیخ کرد. حساس بود مخصوصا به رفتار قضات
انتهای پیام/
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.










ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 4 در انتظار بررسی : 4 انتشار یافته : ۰